خرید بک لینک
طی شد این عمر، تو دانی به چه سان پوچ و بس تند، چنان باد دَمان همه تقصیر من است، این که خودم میدانم که نکردم فکری که تامل ننمودم، روزی ساعتی یا آنی که چه سان میگذرد عمر گران؟ کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات همه گفتند: کنون تا بچه ست، بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش، فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن هیچکس نیز نگفت: زندگی چیست؟ چرا می آئیم؟ بعد از این چند صباح، به کجا باید

برچسب: نویسنده: حمید قنبری تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 23:12

صفحه بندی